یا من اسمه دوا وَ ذکره ُ شفا ء
عاقبت کلاس های ِ شعر هم شروع شد ، و عاقبت جلسه نقد کتاب " نا تمام من " همانطور که دوست داشتم برگزار شد ، در یکشنبه ی قشنگ در فضایی دوست داشتنی و در میان دوستانی که تعدادی از آنها در عکس دیده می شوند . و از عکس مشخص است که همه ما ، به ادبیات فکر می کردیم . اما کلاس های ِ شعر از چند جنبه برای ِ خود ِ من آموزنده بود . وقتی خواستم جزوه های ِ شعر را دوباره نویسی کنم تازه فهمیدم ، چقدر در سه سال گذشته حاشیه در پیرامونم نگذاشت مطالعاتم را تکمیل کنم . از سویی دیگر ، مدتهاست در فکر چاپ کتابی در زمینه آموزش شعر هستم . کتابی با شیوه تدریسی متفاوت ، چنان که در " نا تمام من " با کمک دکتر روح الله محمدی و سروش سمیعی ، گام هایی در این زمینه برداشته شد . اهمیت ِ بودن ما با آثار ِ مثبت ما مشخص می شد .
در این پست با 4 شعر به روز می شوم :
فرشته ( 1 )
پرنده ها صبح رفتند
برف مانده بود روی ِ سیم
دستانم گشوده شد
شا ل گردنم را با د برد
قلبم را تو
و من با رگبار ِِ عشق زمستان را خیس کردم
خورشید که بالا می رفت
کافه ها شلوغ میشد
کلاه های ِ پشمی و شا ل گردن های بلند
حتی شا ل گردن ِ من بین ِ آنها بود
من فکر می کردم به موسیقی ِ رپ
به ریش ِ بلند ِ درویش
به کبک زیر ِ برف
این آدم برفی درویش است
این درویش قصد ِ آب شدن ندارد
پرنده ها صبح رفتند
و شب گرگ ها
کدام آدم برفی است که ریش دارد ؟
تیرداد راد - بهمن 86
لای ِ من دیواری از تو است ( 2 )
در ميان دو هيچ
چيزی به نام هيچی
چيزی به نام ِ نام ِ نام ِ نامی ِ بی نام در نامه های عاشقانه ای که
عاشقانه ای که
عاشقانه هايي که
معشوقه ای جز ، معشوقه ای جز ، جز به جز ، هر جز ، را خوانده بودم
جز دود و رنگ بی رنگ باخته ی بی رون هوای سينه ی مرغ کرده است مست
دست می گذارد روی رون پايت
لای پايت
لای پايت ، لای پايتان چيزی ، کسی حرفی گذاشت ميان
کسی چيزی ، در ميان داشت
کسی به پای تو پاشنه ی مرگ
را نچشيد
کسی چون بيد در شلوارش تو را می ريد
کسی چون سيد در عصر يخ ، روی شلوار ماموت ها قدم می کشيد
کسی مثل من در تو تکرار شد در شلوار تو ، در پايين تو
در تنه های ِ نيمه تنه پوش ِ پری دريايی در خيسی شرت و شلوار و زير پوش و
. . . را باز ، باز ، باز ، باز تر کن
بازی کن ، او را در ميان انگشتان تو ... انگشتان را در ميان خود
خود را در ميان انگشتان
در ميان ِ ميان ِ ميان ِ = ، ميان
با اسب و الاغ و هر چيزی که بشود رويش سوار شد
ميان .
... تیرداد راد ... / آذر 84
تو می روی . . .
اگر با منی برو شب ِ ستاره سیاه است
اگر با منی برو کهکشان خاموش است
اگر آلوده ام خواستی
اگر اشک را در مشک ِ من خواستی
اگر من چهره ی دیگر تو ام
سالهاست با تو بیگانه ام برو
غروب رسید
به ماندن بمان وُ به رفتن هرگز
که هر پرنده ای پرواز است
آیا این زن تشریح ِ اندام ِ تیرداد است ؟
اگر برهنه ام ندیدی گوش کن
روی ِ دیوار پیچیده شاخه ایی پیچک
آهسته بیا ... آهسته برو
آبان – 86

